مصطفی مستور


    در فلسفه هم گاهی شعرهای لطیفی هست. مثل این حرف که می گه خداوند از شدت ظهورش

مخفی است. در واقع مفهوم این حرف اینه که خداوند اون قدر هست که گویی نیست. اون قدر حضور

داره که انگار غایبه. اصلا غیبتش به دلیل شدت ظهورشه. می گن خداوند مثل یه صداست که از اول

آفرینش تا اخر اون با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه. چنین صدایی رو تا قطع نشه کسی

نمی تونه بشنوه. در واقع دائمی بودن صدا مانع شنیدنش می شه و شاید به همین دلیله که ما

نمی تونیم خداوند رو درک کنیم. به نظر من این خیال انگزترین شعریه که انسان در طول تاریخ سروده.