گفتم این غم به خداوند بگویم دیدم
فاضل نظري
من محال است به دیدار تو قانع باشم
صحبتی نیست اگر هم گله ای هست از اوست
نیستی کم!نه از ایینه نه حتی از ماه
که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماهمن محال است به دیدار تو قانع باشم
کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه
سهم یک کاسه ی اب و دل و دریا از ماه
گفتم این غم به خداوند بگویم دیدم
که خداوند جدا کرده زمین را از ماه
صحبتی نیست اگر هم گله ای هست از اوست
میتوانیم برنجیم مگر ما از ماه!
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 23:13 توسط مهراوه
|
این جهان زندان و ما زندانیان